تیم ملی ایران در حالی تورنمنت پرحرف و حدیث کافا را با برتری ۳بر یک مقابل افغانستان شروع کرد که مطابق انتظار بیشتر توجهات معطوف به همان عدد «یک» درج شده روی تابلوی نتیجه بود؛ گلی که افغانستان وارد دروازه تیم ملی کشورمان کرد. گل بدی هم نبود انصافا. آنها توپربایی کردند، ابتدا دیرک دروازه ما را لرزاندند و در ادامه روی یک کار ترکیبی و فرار از تله آفساید، گل نخست مسابقه را به ثمر رساندند. این دومین بار است که تیم امیر قلعهنویی از افغانستان گل میخورد. در مصاف قبلی ۲تیم در جام کافا هم این اتفاق تکرار شده بود و همین است که حالا باعث افزایش انتقادات شده. خود قلعهنویی البته بعد از بازی از خستگی بازیکنان بهعنوان دلیل نمایش نهچندان خوب تیم ملی یاد کرد، اما روشن است که چنین بهانههایی را نمیتوان پذیرفت. اساسا مشکلات دفاعی تیم ملی در دوران حضور امیر جدیتر از این حرفها بوده.
آسیبپذیر، مقابل رقبای ضعیف
بهطور کلی تیم ملی ایران در دوران امیر قلعهنویی اغلب برابر تیمهای ضعیف به میدان رفته است. شاید تنها رقیب قدرتمند تیم ملی در این ۲سال، ژاپن بود که در یکچهارم نهایی جام ملتهای آسیا به مصافش رفتیم. سایر رقبا، در سطحی پایین به سر میبردند و اغلب جزو ۵۰تیم برتر فیفا به شمار نمیآمدند. خود این مسئله همیشه محل انتقاد بوده، اما وضعیت زمانی بدتر میشود که به یاد بیاوریم حتی در خیلی از همین مسابقات هم دروازه تیم ملی به آسانی باز شده است. افغانستان نخستین تیمی از این دست نیست که راحت به دروازه ایران میرسد؛ چه اینکه پیشتر تیم ملی حتی سابقه دریافت ۲گل در یک بازی از رقبایی مثل کرهشمالی، هنگکنگ و قرقیزستان را داشته است. در دوران امیر، دروازه تیم ملی حتی به روی رقبایی مثل بورکینافاسو، اندونزی و اردن هم بسته نمانده. شاید وقوع این اتفاق در چند مورد میتوانست چیز عجیبی نباشد، اما عادی شدن دریافت گل برای تیم ملی جای بحث دارد.
قوتی که ضعف شد
برای سالهای طولانی، یکی از مهمترین ویژگیهای تیم ملی زیرنظر کارلوس کیروش، برخورداری از ساختار دفاعی قدرتمند بود. اگرچه آن سبک بازی هم اشکالات زیادی داشت و صدای همه را در آورده بود، اما حقیقت این است که حتی مهمترین رقبا هم برای فتح دروازه ایران دچار مشقت میشدند. در عصر امیر اما مطلقا خبری از این مزیت نسبی نیست. شاید هم ژست فوتبال تهاجمی که او بهخودش گرفته و آمار و ارقامی که قصد دارد در پایان هر بازی ارائه بدهد باعث میشود تمرکز از روی دفاع برداشته شود. آسیب بزرگ چنین سیاستی اما آنجاست که شما مثلا در بازی با قطر در نیمهنهایی جام ملتهای آسیا ناگهان با دریافت ۳گل نقرهداغ میشوی و یک رویای ۵۰ساله را بر باد رفته میبینی. امروز هم نگرانی مربوط به کافا و امثال تاجیکستان و قرقیزستان نیست؛ سؤال اینجاست تیمی که اینطور روی سادهترین حرکات ترکیبی بازیکنان افغانستان جا میماند، فردا در جامجهانی دربرابر رقبای اسم و رسمدار چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟