از تشییع باشکوه مرتضی پاشایی تا داوری و ارزش گذاری در موسیقی

فیلم مستند سینمایی «زیبا، لذیذ، مبتذل» با دستمایه قرار دادن ماجرای حضور گسترده مردم در تشییع پیکر مرتضی پاشایی خواننده پاپ و موضعگیری یوسف اباذری (استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران) نسبت به آن، میکوشد ابعاد پرسش از امکان ارزشگذاری آثار هنر موسیقی را عمق و گسترش دهد. در این مستند بررسی عوامل اثرگذار بر داوری آثار هنری از طریق طرح آراء موافق و مخالف و از منظر حوزههای مختلفی همچون فلسفۀ هنر، جامعهشناسی، انسانشناسی و روانشناسی انجام میشود. این فیلم تلاشی است برای باز کردن دوباره پرسشی قدیمی؛
آیا میتوان آثار هنری، بهویژه موسیقی، را ارزشگذاری کرد؟
«زیبا، لذیذ، مبتذل» که اکران آن در گروه «هنر و تجربه» آغاز شده، از مسیر گفتوگو با چهرههای متنوع حوزه موسیقی، فلسفه و علوم انسانی، شخصیتهای همچون احمد پژمان، علی رهبری، ساسان فاطمی، حسین علیزاده، مصطفی ملکیان، کامبیز روشنروان، امیر مازیار، ناصر فکوهی، آذرخش مکری، مرتضی مردیها، حسن عشایری، نگار بوبان، محمد سعید شریفیان، ارشد تهماسبی، فردین خلعتبری، میر علیرضا میرعلی نقی، مانی جعفرزاده، کیاوش صاحب نسق، آروین صداقت کیش، ویلیام نیری، ایمان وزیری، رضا صمیم، محمدرضایی، محمدرضا امیرقاسمی و لوریس چکناواریان مخاطب را به تأملی چندلایه دعوت میکند. در ادامه مصاحبه خبرنگار روزنامه صبا با عوامل و سازندگان این اثر را میخوانید.
امیررضا جوادی، کارگردان مستند، درباره نقطه آغاز این پروژه میگوید: «زیبا، لذیذ، مبتذل نخستین تجربه مستندسازی ماست. با توجه به رشته تحصیلیمان، فلسفه، دغدغههایی داشتیم که احساس کردیم در قالب مستند میتوان آنها را عینیتر و ملموستر با مخاطب در میان گذاشت.»
او تأکید میکند که مسئله اصلی فیلم، صرفاً یک اتفاق اجتماعی یا یک خواننده پاپ نیست، بلکه ریشه در یک مسئله بنیادین فلسفی دارد: «من پیشتر درباره نسبیتگرایی کار کرده بودم و این دغدغه را در حوزه زیباییشناسی و بهطور خاص موسیقی دنبال کردیم. بحث شکاف میان واقعیت و ارزش، یکی از محورهای اصلی فیلم است.»
جوادی درباره انتخاب مصاحبهشوندگان نیز صریح صحبت میکند: «برای ما جایگاه علمی و توان نظری افراد اهمیت داشت؛ اینکه بتوانند درباره موسیقی و داوری هنری، تحلیلی عمیق و قابل اتکا ارائه دهند.»
در ادامه فاطمه وکیل، تهیهکننده مستند، از رویکرد کلی اثر گفت؛ رویکردی که عمداً از صدور حکم نهایی پرهیز میکند: «ما اصلاً به دنبال یک پاسخ مطلق و قطعی نبودیم. هدف این بود که نشان دهیم آثار هنری چگونه و از چه منظرهایی میتوانند داوری شوند.»
او معتقد است که فیلم فراتر از موسیقی نیز قابل تعمیم است و میافزاید: «اینکه یکی از منتقدان گفت فیلم را میتوان به همه هنرها تعمیم داد، برای من بسیار خوشحالکننده بود؛ چون دقیقاً همان چیزی بود که در ذهن داشتیم.»
وکیل با اشاره به دشواریهای مسیر تولید و مسیری که حدود پنج سال به طول انجامیده است گفت: «از پژوهش سنگین گرفته تا هماهنگی با مصاحبهشوندگان و جلب اعتماد آنها، همه چیز زمانبر بود. بهویژه اینکه نمیخواستیم کار جنجالی یا حاشیهساز باشد.» به گفته او، مرحله تدوین و سپس دریافت مجوز اکران نیز چالشهای خاص خود را داشته، هرچند فیلم دچار سانسور گسترده نشده است.
ناصر فکور، تدوینگر مستند، نقش تدوین را کلیدی میداند و معتقد است ریتم و لحن فیلم باید متناسب با حالوهوای هر بخش باشد: «ما تدوین را بر اساس اصول روانشناسی پیش بردیم؛ جایی که لازم بود ریتم کند شد و جایی که باید مخاطب بیدار میماند، تندتر.»
او اضافه میکند که یکی از دشوارترین بخشها، حفظ تعادل میان دیدگاههای متضاد بوده است: «تمام دیالوگها روی لبه تیغ بود. رسالت فیلم این بود که هیچکدام از دو جناح ــ طرفداران موسیقی پاپ یا موسیقی کلاسیک ــ احساس حذف شدن نکنند.»
فکور درباره استفاده از شوخی و عناصر طنز نیز توضیح میدهد: «برای انتقال مفاهیم سنگین فلسفی و اجتماعی به مخاطب عام، ناچار بودیم از شوخی استفاده کنیم تا ریتم حفظ شود و مخاطب خسته نشود.»
او حتی اختلافنظر میان دو تدوینگر فیلم را نقطه قوت میداند: «وجود نگاههای متفاوت باعث میشود نتیجه نهایی متعادلتر و پذیرفتنیتر شود.»
در مجموع، «زیبا، لذیذ، مبتذل» نه در پی دفاع مطلق از موسیقی پاپ است و نه محکومکردن آن؛ بلکه تلاشی است برای نزدیککردن نگاههای متضاد و دعوت مخاطب به شنیدن صدای «دیگری». مستندی که بیش از پاسخ، پرسش میسازد و داوری را به خود تماشاگر واگذار میکند.



